زمان زیادی است که واژه ها یا به عبارتی شعارهایی چون جهانی شدن، خصوصی سازی، کشاورزی پایدار،بیابان زدایی، مبارزات بیولوژیک ، کشاورزی ارگانیک، بازیافت، حفظ محیط زیست و دیگر مباحثی از این قبیل به ادبیات توسعه کشاورزی ایران وارد گردیده است. گوشمان از این واژگان پر است و چشمانمان از دیدار نمودی از عمل به این مفاهیم کم نصیب و در عوض آنچه را چشمانمان را آشناست.عبارت است از:الو دگی سه مظهر پر اهمیت حیات (هوا،آب و خاک)، تخریب محیط زیست، بیابان زایی، مصرف بی رویه کودها و سموم شیمیایی، شوری، عدم حاصلخیزی و فرسایش خاک، هجوم آفات و مقاوم شدن حشرات موذی، ضایعات انبوه و دیگر مواردی این چنین، که تبعات اقتصادی و اجتماعی نامطلوب فراوانی را موجب گردیده اند. با اندک توجهی به اطراف، چه به عنوان فردی از ایلات و عشایرکشور، چه کشاورزی در دورترین روستا و چه شهروندی ساکن در پایتخت، موارد فوق را به صورت خطر احساس خواهیم کرد. این احساس خطر در کنار شعار توسعه پایدار منشأ حرکت هایی کند اما نوید بخش در عرصه شهری گردیده است. حال که در خصوص زباله های شهری، به عنوان یک شهروند می پذیریم که زباله یعنی طلای کثیف و ارزش بازیافت و تبدیل زباله های شهری را درک می نماییم، پس باید بر زباله های روستایی هم که همانا ضایعات حاصل از فعالیت های تولیدی دامداری و کشاورزی است بیشتر تعمق کنیم آنگاه به جای طلای کثیف به معدنی غنی از طلای سبز دست خواهیم یافت. فعالیت های تولیدی در بخش کشاورزی چه به صورت معیشتی ، چه در حال گذر و چه به صورت صنعتی (که حضور هر سه را به نوعی در کشور شاهدیم)، ضایعات بسیاری را به جای می گذارند که مدیریت این ضایعات علاوه بر صرفه جویی در بسیاری از هزینه های گزاف و در نتیجه ایجاد درآمد، از آلودگیهای محیط زیست جلوگیری می نماید. بخشی از این مدیریت به شیوه های تولید باز می گردد که بی شک هر چقدر اصولی تر و علمی تر صورت پذیرد ضایعات کمتری به جای خواهد گذارد. بخش عمده آن نیز مربوط می شود به زمان برداشت، تبدیل و مصرف مواد تولید شده که بدیهی است هر چه اصولی تر عمل گردد، ضایعات حاصله کمتر خواهد بود. این امر نیازمند آموزش روشهای نوین تولید و مصرف صحیح می باشد که رسالتی است بر دوش ترویج و آموزش کشاورزی کشور که نباید نقش آن، در مدیریت ضایعات کشاورزی نادیده انگاشته شود. به هر حال همواره حتی در بهترین حالات تولید و بهترین روش های مصرف نیز باز ضایعاتی به جای خواهد ماند، بلاتکلیف.... بسان معدنی از طلای سبز، در انتظار همتی بلند برای استخراج.
به راستی با این سرمایه ملی چه باید کرد؟ آیا باید آنها را بسوزاند یا از محلی به محل دیگر برد؟ آیا باید آنها را دفن کرد، یا به آب های جاری سپرد و روانه دریاها کرد؟ آیا باید زشتی های محیط را تحمل نمود یا بی تفاوت گذشت؟ در حالیکه می توان آن را با اعمال مدیریت بهینه و با بکارگیری تکنولوژی نوین به خاک آلی یا کمپوست زراعی تبدیل نمود.
تولید کمپوست از ضایعات کشاورزی به عنوان یک راه حل منطقی و اقتصادی می تواند هم به صورت سنتی و هم به صورت کاملأ علمی-صنعتی و با تبعیت از روش های روز دنیا صورت پذیرد که در هر دو صورت بحران ضایعات زراعی بهبود خواهد یافت. به مصداق گفته بنیانگذار و مؤسس شرکت خاک آلی سبزینه ، مهندس فریدون سمیعی که هر کمپوستی خوب است حتی کمپوست بد...
استفاده از کمپوست حاصله از تبدیل و فرآوری ضایعات سلولوزی، ضمن پاکسازی محیط از انبوهی از ضایعات، سبب بهبود بافت خاک و غنی شدن آن گردیده و خاک از کودهای شیمیایی بی نیاز می نماید. به عبارتی کمپوست محصولی است برای اصلاح خواص فیزیکی و شیمیایی خاک که با استفاده از آن رطوبت و عناصر مورد نیاز گیاهان به تدریج و مستمر تأمین و خاک از تهویه مناسب برخوردار می گردد. ضمن آنکه مشکلاتی چون رویش علف های هرز و انواع بیماریهای گیاهی نیز کاهش می یابد.
در پایان همچنان که گردش ابر، باد، ماه، خورشید و فلک و مهمتر از همه انسان .... ضایعات کشاورزی را پدید می آورند، در کشورمان همه روزه صدها کارشناس فارغ التحصیل رشته های کشاورزی در جستجوی کار و خدمت بلاتکلیف می مانند. از طرفی تولید کنندگان(کارآفرینان) گرامی کشور نیز در بخش زراعت و باغبانی، شدیدا به خاکی غنی به عنوان بستری مطمئن برای تولید نیاز دارند. در این راستا از مقامات مسئول و متولیان محترم امور انتظار می رود که با دقت نظری فراتر و با عنایت به اهداف کلان حفظ محیط زیست، گسترش کشاورزی ارگانیک و اشتغال زایی، بیش از پیش از حامیان دلسوز تولید کمپوست و مصرف آن در کشور باشند و سیاست هایی در این خصوص اتخاذ نمایند تا همه روزه شاهد تاسیس واحدهایی جهت تولید کمپوست یا خاک آلی زراعی در اقصی نقاط کشور باشیم.
برای داشتن وطنی سبز بیایید سبز بیاندیشیم.
برگرفته از مجله سنبله
|
+| نوشته شده توسط
جليل نوع پرست رودي در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387
|